روایتی از شهید مهدی قره محمدی؛

به آخرین تکلیف سیاسی اش عمل کرد و رفت

تاریخ انتشار : یکشنبه - ۱۷ / آذر / ۱۳۹۸
Share/Save/Bookmark
خداقوت سردار، به آرزویت رسیدی و همگان را دوباره متعجب ساخته ای که مگر در دلتان چه خبر است که هیچ جز خدا نمی بینید.
 

به گزارش سفیر هراز،

 

معرفت و مردانگی جوانان این مرزو بوم مثال نزدنی است؛ جوانانی که به سادگی دفتر روزمرگی شان را خط می زنند تا روایت زیبایی را بسازند؛ ابرمردانی که  عشق را در معنای حقیقی آن به ثبت رسانند.

نگارش این وصال زیبا و سراسر معرفت که در هیچ جای زندگی پر از هیاهوی دنیایی نمی توان یافت  کار دشواریست نه از پس قلم بر می آید و نه کلمات گنجایش این عشق را درک می کنند.

اسطوره ای از شجاعت، ایثار و مردانگی روایت شهیدی از این سرزمین است که در دفاع از حریم عمه سادات جان که هیچ تمام عشق و روح اش را نثار کرده است.

نمی توان از تو نوشت، هیچ کلمه ای را نمی یابم تا تو را وصف کند؛ مگر آنکه از روح بزرگت مدد جویم و اذن بگیرم تا یاری ام کند و بتوانم با این قلم سرخ برقلب تاریخ اسم زیبایت را بنگارم.

 

ما را مدافعان حرم آفریده اند

قلبم برای حضور با خانواده شهید بی تاب لحظه ها بود و منتظر ساعت ها کنار بروند و لحظه دیدار فرا برسد و پاهایم راه بلد حضور در میان انسانهای که صبرو ایثارشان را از خواهر سالار شهیدان هدیه می گرفتند.

 زمانی که وارد منزل شدیم، چهره های ناآشنا ولی آشنایی را دیدیم که غم در چهرشان نبود در چشمهایشان پیروزی عظیمی موج می زد که روایتی از عشق سر می داد؛ انتظار این همه دلدادگی از خانواده ای که تازه پاره تن اش را نثار کرده نداشتم.

خانواده دوست داشتنی و مهربان که با وجود شهادت جگرگوشه شان مارا به گرمی استقبال کردند؛ مادر، پدر،همسر، دو خواهر و برادر شهید مصداق زیبایی از صبر و شکیبایی بودند، انسان های که باعث رشد و پرورش روایت عشق برای شهید مهدی قره محمدی شدند. با دیدن بچه های کوچک اش، این جمله شهید آوینی در ذهنم نقش بست که می گفت: زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است ،سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند.

 

علیرضا قره محمدی پدر هشتمین شهید مدافع حرم آملی با اشاره به کودکی این شهید گفت: قبل از 10 سالگی نماز و روزه هایش را می گرفت و در انجام فرایض دینی حساسیت خاصی به خرج می داد و از کودذکی سخت کوش و پر تلاش بود.

وی الگوی زندگی شهید غره محمدی را شهدای مدافع حرم دانست و اظهار کرد: عاشق رهبری و ولایت فقیه و گوش به فرمان ایشان بودند و دوستان اش که در سوریه و کردستان شهید شده بودند را الگو خود قرار می دادند.

پدر شهید محمدی خون شهید را تحولی برای جامعه خواند و بیان کرد: شهید با ایثار از جانش باعث سیر تحول در جامعه می شود و در واقع شمعی خواهد شد تا روشنایی برای جامعه باشد.

وی از خصوصیات شهید را تاکید در نماز اول وقت دانست و عنوان کرد: دائم الوضو بود، ولایتمدار، نماز شب اش ترک نمی شد، در مسائل اخلاقی بسیار رعایت می کرد و نه با خانواده و آشنایان با غریبه ها هم مهربان بود.

 

 

به پشتیبانی او نفس می کشیدم

منیژه اسفندیاری مادر شهید مهدی قره محمدی از مهربانی بی حد وحصر این شهید گفت و بیان کرد: در کارهای خانه کمک حالم بود، وقتی از مرخصی می آمد تماما مشغول کمک کردن کارها بود، لحظاتی که حضور داشت، هیچ غصه ای نداشتم، به پشتیبانی او نفس می کشیدم و خیالم راحت بود.

وی شهادت را آرزوی شهید قره محمدی خواند و اظهار کرد: عاشق حضرت زینب بود(س) همیشه عنوان می کرد که حیف نیست به مرگ بمیرم مادر برایم دعا کن به مقام شهادت نایل نشوم.

این مادر بزرگوار شهادت پسرش را هدیه به خواهر سالار شهیدان دانست و خاطر نشان کرد: اگر کسی یک بار به زیارت برود دلش می خواهد بیشتر به آنجا برود چون لذت آن را چشیده است؛ یک پسر دیگر دارم اگر چند پسر دیگر هم داشتم هدیه به اهل بیت می کردم.

 

عشقی تمام عیار

مریم تاتار همسر شهید مدافع حرم مهدی قره محمدی به زندگی 13 ساله اش با شهید اشاره کرد و گفت : در این مدت حتی یک بار مشاجره نکردیم، هیچ اخلاق تندی از او ندیدم، عاشق خانواده و بچه هایش بود.

وی از بارزترین خصوصیات شهید را صداقت گفتار حتی در زمانی که به ضرراش بود دانست و یادآور شد: بسیار منظم بود، از اسراف نکردن تاکید می کرد، اهل ظاهر سازی نبود و از حجاب و نماز اول وقت خیلی حساس بود.

همسر شهید از عشق تمام عیارش گفت و عنوان کرد: وقتی دو نفر به هم پیوند عمیق عاطفی داشته باشند علایق شان یکی می شود و از لذت بردن دیگری احساس رضایت می کنند؛ قبل ازدواج مان از سختی و عشق به کارش گفت من هم او را با تمام سختی ها قبول کردم با ماموریت های زیاد، در شهری غریب، با بچه های کوچک و مشکلات که در نبود او به وجود می آمد، اما با این همه احساس رضایت داشتم چرا که  علایق و عشقمان یکی شده بودو.

وی شهادت همسرش را قراردادی میان او و عمه سادات خواند و اظهار کرد: من هدیه ای تقدیم حضرت زینب کردم و قرار است او آرامش به من هدیه بدهد.

مریم تاتار لحظه آخر خداحافظی شهید را لحظه به یادماندنی اش دانست و بیان کرد:حس خوشحالی داشت، انگار به خواسته بزرگی رسیده است، وصیت نامه اش را نوست شوخی می کرد و حال خاصی داشت.

وی از عشق تمام عیاری که بین شان بود اشاره کرد و گفت:از زمان عقد تا کنون هیچ وقت اسم کوچک اش را به تنهایی صدا نزدم، فقط زمانی که بالای سر تابوت اش مهدی صدایش کردم.

همسر شهید مدافع حرم از سطحی نگری برخی افراد جامعه اظهار ناراحتی کرد و افزود: خیلی ها مرا می بینند می گویند اول بیچارگی ات است، اما باید بگویم عمیق تر فکر کنند قشنگی کار را ببینند، به در این کار عشق می بینم، چطور کسی که بچه هایش را فوق العاده دوست داشت حاضر شد به راحتی از آنان دور شود بطوری که حتی شرایط تلفن کردن را هم نداشته باشد.

وی ادامه داد: هر کس به اندازه برداشت اش صحبت می کند، بعضی ها بسیار سطحی نگر هستند، دعا می کنم برایشان تا فکرشان باز تر شود .

مریم تاتار از دلتنگی های خانواده شهدای مدافع حرم گفت و اظهار کرد: تنها نگران تربیت فرزندانم هستم، از شهید می خوام در این مسئولیت بزرگی که دارم مرا کمک کند.

 

به آخرین تکلیف سیاسی اش عمل کرد و رفت

هادی قره محمدی برادر شهید مدافع حرم از تاکیدات شهید بر حلال و حرام بودن مخارج زندگی عنوان کرد و افزود: همیشه عنوان می کرد که اگر راه زمینی را در پیش بگیرید زمین یمی شوید، علی وار، فاطمه وار باشید.

وی از کودکی برادر بزرگ ترش گفت و بیان کرد: در بازی های کودکی همیشه نقش های نظامی می گرفت و با دشمنان می جنگیددر همان حال و هوا هم دوست داشت شهید شود.

برادر هشتمین شهید مدافع حرم در جواب آنانی که زخم زبان می زنند خاطر نشان کرد: اگر امثال برادرم در سوریه، بوکمالو.. نبودند باید امروز در مرزهای کشورمان و حتی شاید در کوچه پس کوچه های شهرمان با آنان می جنگیدیم.

وی به سخنان رهبری اشاره کرد و گفت: به توصیه ایشان اسرائیل 25 سال بعد را نخواهد دید و این با وجود سربازان گنام امام زمان قطعی است.

 

 

خداقوت سردار

به گزارش سفیر هراز؛ در این دیدار آنچه که بیش از همه جلوه پیدا می کرد، شکوه صبر مادر بود، عشق خالص همسر، صلابت پدر که روایت از دلدادگی تمام عیاری داشت.

چه شد که رفتی، چه شد زیبایی های این جهان را ندیده گرفتی، چه عشقی باعث شد لبخند پسرت را نبینی، دلتنگی همسر، بهانه های دختر و بی تابی مادر را کنار بگذاری؛ می دانم زمانی که می رفتی به تمام این ها فکر می کردی ؛ گوشه چشم هایت حلقه های از دلتنگی بود، اما انگار مرام عاشقان این استو انگار زمین جای برای تان ندارد.

خداقوت سردار، به آرزویت رسیدی و همگان را دوباره متعجب ساخته ای که مگر در دلتان چه خبر است که هیچ جز خدا نمی بینید.

سمانه قلی پور

 

 

 


 

 

کد مطلب: MTY3MTc4
 
 
کیمیا سامانه